بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
848
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعادِياتِ ضَبْحاً بعضى گفتهاند كه ضبحا مفعول مطلق فعل محذوفست به اين تقدير كه و العاديات تضبح ضبحا يعنى قسم باسبان دونده كه از عنانها و لجامهاى ايشان در وقت دويدن صد ابر آرند صدا برآوردنى و يا قسم باسبان دونده كه در حين دويدن از اجواف آنها يا از انفاس آنها صدا بر آرند صدا بر آوردنى و ميتواند كه مفعول مطلق و العاديات باشد بنا بر آنكه عاديات التزاما دلالت بر ضابحات دارد و ميتواند كه ضبحا منصوب بحاليت باشد يعنى قسم باسبان دونده حالكونى كه صدا برآيد از اعنّه آنها يا از اجواف آنها يا از انفاس آنها فَالْمُورِياتِ قَدْحاً پس سوگند باسبانى كه چون سمهاى آنها بر سنگ رسد آتش بر آرند از آن سنگها هنگام دويدن آتش برآوردنى و چون وادى يابس مشتمل بر احجار بود كه در وقت دويدن از سم اسب از آن احجار آتش بر مىآيد بنا برين فرمود فَالْمُورِياتِ قَدْحاً فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً پس سوگند باسبانى كه باعث غارت كردن غازيانند در صبح يعنى در وقت طلوع صبح فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً پس بر انگيختند به آن وادى يابس غبارى يا آنكه برانگيختند به مكان عدو و دويدن غبارى يا بوقت سفيده دم كه بر سر غنيم تاختند و برانگيختند غبارى فَوَسَطْنَ بِهِ پس در ميان گرفتند به آن عدو جَمْعاً حالكونى كه آن عدو با يكديگر جمع بودند يعنى همه دشمنان را فرو گرفتند چنانچه على بن ابراهيم روايت كرده كه توسط المشركون بجمعهم اراد به احاطتهم بالمشركين و بعضى گفتهاند كه ضمير به راجع بوقت صبح است يعنى پس بميان در آمدند بوقت صبح گروهى از اعدارا معلوم باشد كه ضمير به در فاثرن به ، و در فوسطن به راجع بمعلوم است در اول يعنى در فاثرن به يا راجع بوادى يابس و يا به مكان عدو كه آن مكان دويدن اسبانست و يا بوقت صبح و در ثانى يعنى در فوسطن به يا راجع بعدوست و يا بوقت صبح مجموع اينها معلوم از سبب نزول است و از قراين كلام ، در مجمع البيان گفته كه از قراءت شاذه قراءت حضرت امير المؤمنين